با افتخار اعلام می کنیم که تعداد مشترکین تلفن همراه به 50 میلیون نفر رسید و این را از برکات انقلاب اسلامی برمی شماریم ولی خود نیز می دانیم که با این کار، هیچ گلی به سر کشور نزده ایم که هیچ، بلکه با دستان خود تیشه به ریشه ی دارایی های فرهنگی این مرز و بوم هم کوبیده ایم.
روزی که خبری در کشور منتشر می شود، همه منتظرند تا تمسخرآمیزترین «پیامک»ها را در قالبِ «جوک»هایِ بامزه درباره ی آن خبر دریافت کنند و در کوتاهترین زمان ممکن، این اتفاق می افتد؛ به قدری هم گسترده و موثر که اصلِ خبر و اهمیتِ احتمالی آن فراموش می شود.
تصور کنید که در اخبار بشنویم: «ماهواره ایرانی امید، در مدار زمین قرار گرفت». بر حسب عادت معمول و بی درنگ، انواع هرزه نگاری ها و جوک های سخیف در این مورد، به تولید انبوه رسیده و به سرعت در سراسر کشور منتشر می شود. در حالی که خود نیز نمی دانیم چرا اینگونه می کنیم. دانش آموز دبستانی _که مثلاً قرار است عزم خود را برای ساختن کشوری قدرتمند جزم کند_ در اولین ساعت صبح، جدیدترین جوک را درباره ی ماهواره ی امید، به معلم و همکلاسی هایش نقل می کند، تحصیلکرده ترین ها حتماً سهمی از پیام های کوتاه خود را به ارسال چنین محتوایی اختصاص می دهند. متدین ترین ها نیز از این بساط بی بهره نیستند و...
خلاصه، همه دارند همدیگر و همه چیز را مسخره می کنند. با این حساب معلوم نیست برای کدام آینده ی درخشان در تلاشیم؟!
بنای آلوده ای که امروز در قالب تمسخر و تحقیرِ قیافه ی فلان مسئول ملی یا فلان رویداد علمی، نهاده می شود، آنچنان بی اعتبار و متزلزل است که به بادی ملایم خواهد ریخت. سیاسیونی که به عقد قدرت درآمده و تاب دوری از دلداده ی خود ندارند، با شنیدن جملات تمسخرآمیز، حسابی لذت برده و به آینده ی سیاسی خود امیدوار می شوند. غافل از اینکه، این نسلِ مسخره گر، به آنها نیز رحم نخواهد کرد.
دست نوشته
روح الله رشیدی
سردبیر هفته نامه آذرپیام

