تبليغاتX
:::: بولود ::::
به زبان ساده مى توان گفت: مجموعه اى از میله ها یا خطوط سیاه رنگى که معمولاً بر روى زمینه اى سفید چاپ مى شود و به وسیله آن از کالاى خریدارى شده شناسایى لازم به عمل مى آید و قیمت آن مشخص مى شود و اگر به دنبال تعریف دقیق ترى هستید، باید گفت:

بارکد عبارت است از انتقال داده ها از طریق امواج نورى. آنها مجموعه اى از خطوط میله اى موازى با عرضهاى گوناگون (پهن و نازک)هستندکه اندازه هر خط معنا و مفهوم خاصى براى دستگاه بارکدخوان دارد.
در حقیقت دستگاه بارکدخوان ماشینى است که اطلاعات را به شکل بصرى بر روى صفحه نمایش مى دهد.


ضرورت استفاده از بارکد

گرداندن یک فروشگاه کار مشکل و پردردسرى است. مدیران و صاحبان آن باید از میزان موجودى که از هزاران کالاى کوچک و بزرگ دارند، مطلع باشند (کالاهایى که مجبور به خرده فروشى آن هستند و در زمان طولانى از انبارهایشان بیرون مى روند.)
همین طور که فروشگاهها، بزرگ و بزرگتر شدند تا به فروشگاههاى زنجیره اى امروزى رسیدند، کار مشکل و مشکل تر شد. نخست مجبور شدند در فروشگاهها را هرچند وقت یکبار ببندند و تمام کیسه ها و بسته ها و کنسروها را شمارش کنند. کار بسیار دشوارى بود.
این کار سخت و هزینه بردار بیش از یک بار در سال انجام نمى شد (انبارگردانى)، بنابراین مدیران فروشگاهها مجبور بودند بیشتر کارهایشان را بر اساس حدس و گمان انجام دهند و در نهایت این نیاز مادر اختراع شد!
سیستم بارکدگذارى چگونه آغاز شد؟در سال ۱۹۳۲ گروهى از دانشجویان رشته مدیریت بازرگانى دانشگاه هاروارد، تصمیم گرفتند روشى را انتخاب کنند تا بر اساس آن مشتریان کالاى مورد نظرشان را از درون کاتالوگى پیدا کنند و سپس با برداشتن کارت هاى خاص چسبانده شده در کنار نام هر کالا و تحویل به مسؤول کنترل و قرار دادن آن در دستگاه کارت خوان و پانچ، مستقیماً کالا را از طریق انبار به باجه کنترل انتقال دهند و صورتحساب کامل را دریافت کنند و مهم تر از همه صاحبان فروشگاه از موجودى انبار خود اطلاعات به روزى داشته باشند. البته ایده سیستم «بارکدینگ» مدرن و پیشرفته از سال ۱۹۴۸ وارد سیستم تجارى شد.

سیستم بارکد امروزى چگونه شروع به کار کرد؟
سال ۱۹۴۸ بود که رئیس یک فروشگاه مواد غذایى در آمریکا از کار کند و بى دقت کارکنان فروشگاه به ستوه آمد و براى پیدا کردن راه حل به مسؤولان دانشگاه (Drexel) مراجعه کرد تا تقاضاى ساخت سیستم کنترل خودکارى را داشته باشد، اما مسؤولان دانشگاه از این نظریه استقبال نکردند

ادامه مطلب
نوشته شده توسط باوفا در 87/03/23 ساعت | لینک ثابت |

 آموزش نقش تعيين کنندهای در يک مديريت خلاق دارد."کنفوسيوس" فيلسوف و حکيم چينی احکامی در زمينه مديريت ارائه می دهدکه يادآوری آن به جاست ؛ او می گويد: «اگر مايليد تغذيه يکسال خود را تأمين کنيد گندم بکاريد، اگر ده سال رفاه می خواهيد درخت بکاريد، اگر در پی رفاه و آسايش يک قرن هستيد به آموزش توجه کنيد». مردم ژاپن اين اندرز را با استفاده از سنت و آداب خود در کار روزانه بکار گرفته اند.آلفرد مارشال پرورش نيروی انسانی را با ارزش ترين نوع سرمايه گذاری به شمار می آورد و معتقد است که تربيت يک صنعت کار يا مخترع می تواند هزينه آموزش و پرورش يک شهر را جبران کند. به نظر او « هيچ اسرافی بالاتر از اين نيست که نابغه ای را که در خانواده های کم در آمد بزرگ می شود به کار کم اهميتی مشغول کنيم ». شرايطی که امروز به کشورهای در حال توسعه تحميل شده و خود نيز در ايجاد آن شرايط تا حدودی سهيم هستند در نوع خود تکان دهنده است؛ اين کشورها به شدت نيازمند نيروی متخصص٬کارا٬ابداع کننده هستند؛ اما ازآنجا که پيش از هر چيز در پی ارضای نيازهای اوليه هستند و در عين حال گروه واسطه گر و خلاق در مراکز تصميم گيری قرار دارند کمتر می توانند به فضای علمی-پژوهشی بپردازند٬در نتيجه نخبگان و بزرگان اين کشورها خود به خود جذب بازار صنعتی کشورهای پيشرفته می شوند و به قول" گونار مردال"فرار مغزها امکان پيدا می کند. در اين جاست که کمک وارونه مردم فقير به ثروتمند شکل می گيرد.نگهداری و ايجاد فضای مناسب برای اين نيروی انسانی که بزرگترين ذخيره در نوآوری علمی است ٬ از اهميت ويژه ای برخوردار است که هر مدير و مسئولی لحظه ای از اين فکر غافل بماند. 


مديريت و انگيزش در کار:
انگيزه در کار وسيله به حرکت در آوردن شخص است.آدمی بدون انگيزه نمی تواند کاری را به پايان برساند و هدفی را دنبال کند. انگيزه٬ قدرت ابداع بالقوه و نهفته در فرد را به فعاليت می رساند. توجه و بکار گرفتن انگيزه ، ساده ترين و پيچيده ترين وظيفه مديريت است. انگيزش نوعی تنش درونی است و بکارگيری آن تنش را کاهش می دهد. مازلو برای نيازهای انسانی٬ سلسله مراتب يا نردبانی قائل است که بر مبنای آن هر گاه نياز سطح پايين ارضا شود٬ نيازهای سطح بعدی فعال می شود. بدين ترتيب نيازها در افراد در حال تغيير و تحول هستند. در پی ارضای نيازهای فيزيولوژيک در انسان نيازهای ايمنی و پس از نياز مقبوليت اجتماعی فعال می شوند . بيشتر محققان توافق دارند يکی از نيازهايی که ما بخاطر آن تلاش می کنيم عبارت از اين است که «خودمان باشيم» يعنی فردی باشيم که شايستگی بودن آن را داريم. انگيزه داشتن در کار باعث می شود که پر کاری و علاقه مندی در کار به شکل عادت روزانه درآيد. اين ويژگی در مديريت صنعتی ژاپن به وضوح قابل مشاهده است. مديريت مذکور موفق شده است تا جوان کاری را در قشرها و گروه های مردم آن کشور بالا ببرد و با القای اين احساس که کار اجتماعی جنبه شخصی و خانوادگی دارد٬ دلبستگی نزديکی در آنان نسبت به کار بوجود آورد. اين هنرمندی در کار مديريت باعث شده که توسعه به سبک و سياق ژاپن در جهان مورد توجه و اقبال قرار گيرد.

 
نوشته شده توسط باوفا در 87/03/01 ساعت | لینک ثابت |